پاراسايكولوژي چيست و چه تفاوتي با علوم غريبه دارد
هنگامي توجه من به كتاب دكتر مايكل نيوتن بيشتر جلب شد كه در حال مطالعه كتاب(جهان هولوگرافيك) به بخشي از اين كتاب رسيدم كه به تناسخ مي پرداخت.همين جا به تمام علاقمندان فراروانشناسي مطالعه كتاب جهان هولوگرافيك را توصيه مي كنم و مطمئن هستم از خواندن اين كتاب هرگز پشيمان نخواهند شد.
در هر حال در كتاب (جهان هولو گرافيك) به ذكر تجربيات يك روانپزشك كانادايي به نام (دكتر جوئل وايتون)برخوردم كه بسيار همانند كارهاي پژوهشي دكتر نيوتن بود.بيشترين اشتراك در تجربيات اين دو پژوهشگر به جايي مربوط مي شد كه بيماران را در حالت هيپنوتيزم به فاصله بين دو زندگي متوالي شان مي بردند و حيرت انگيزترين مطالب را كه گويي يك شخص واحد بيان مي كند از زبان بيماران مختلف نقل مي كردند.
اولا: ميان دو زندگي،فرد در جايي لامكان و بدون ذهن به سر مي برد.به عبارت ديگر زمان و مكان برايش بي معني مي شود.
ثانيا:فرد در آنجا جسم ندارد و هيچگونه درد و ناراحتي حس نمي كند.ضمنا جنسيت براي روح بي معناست و تمام افراد حداقل در يكي زا زندگي هاي خود، زيستن در جسم جنس مخالف را تجربه مي كنند.
ثالثا:فرد بلافاصله پس از مرگ از داخل چيزي مانند( يك تونل نور) عبور مي كند كه روي ديواره هاي آن صحنه هايي از آخرين زندگي اش را مشاهده مي كند.
رابعا:پس از عبور از تونل فرد در وضعيتي به غايت خوشايند قرار مي گيرد كه نمي خواهد از آن خارج گردد.
خامسا: اولين شخصي كه به سراغ فرد مي آيد يا راهنماي روحي اوست و يا يكي از نزديكانش كه تقريبا در همه زندگي هاي او حضور داشته است.لازم به ذكر است كه افراد مهم در زندگي يك فرد،معمولا در زندگي هاي ديگر او نيز حضور دارند،ولي نه لزوما در همان نقش.به اين ترتيب كه شايد پدر فرد در اين زندگي، در زندگي ديگر او در نقش پسر يا دوستش ظاهر شود.
سادسا:تقريبا همه افراد بر اين نكته تاكيد مي كنند كه خودشان زندگي بعدي را گزينش كرده اند، يعني از ميان چندين زندگي كه به او ارائه مي شود،يكي را برمي گزينند و هدف از زندگي هاي متوالي و متعدد را تكامل و تعالي روح مي دانند...........(ادامه دارد)